گلد کوئستی ها دوباره در راه هستند مراقب باشید.....
شریان سرطانی گلد کوئست که در اوایل دهه ۱۳۸۰ نابسامانی های فراوانی برای کشور ایجاد کرد مجددآ در حرکت است بصورتی که روزانه گروههای مختلفی را بجرم ورود به این کار در دادگاههای اقتصادی کشور از جمله در دادگاه مبارزه با قاچاق ارز و کالا در چهارراه ولی عصر تهران دستگیر و روانه زندان می کنند...... در مدتی که متاسفانه دولت این مورد را فراموش کرده بود این گروهها چنان جانی گرفته اند که در خیابان ستارخان تهران صد ها گروه ۴۰-۵۰ نفری تشکیل داده اند و در حال آلوده کردن ساده لوح های بیشتر....... مقاله زیر انسجام گرفته از واقعه ای بود که برای بنده شکل گرفت. امید هر عملی را با هشیاری و آینده نگری مثبت نگاه کنیم.
یک بز گر گله را گر می کند
آبانماه ۱۳۸۷
پول پرستان و ساده لوحان و حقه بازان کوئستی با مدبریت های نوین خود همسرم را جذب, خام و لجبازتر نمودند و این اصل باعث وفاداری وی به زیر مجموعه های خود بیش از زندگی زناشویی خود گردید.
من خودم به استفاده از نت ورک در امور بسیار پایبندم. بجز شغل اصلی خود یک مهندس نت ورک هستم و مدیریت راه اندازی شبکه های فارسی زبان و شرکت های مختلفی را در آمریکا و ایران داشته ام. بدون نت ورک اقتصاد،فرهنگ،اجتماع،ورزش و هر عمل زشت یا زیبایی به نتیجه مثبتی نمیرسد شرکتهای بزرگ را ببنید ... Macdonald, GM, Sony,Microsoft,....یک شهرداری یک وزارتخانه هر کدام برای جلوبردن امور باید به سیستم نت ورک پایبند باشند (بعد از صده ها مسئولین خودخواه و بی تخصص و خارج از زمان مادر حال یاد گیری نت ورکینگ هستند و مثلآ کد ملی،شبکه بانکی،شبکه های ادارات و.... بوجود آورده اند که نتایج مثبتی نیز در بر خواهد داشت) اگر مسئول بودم حتی این شغل را در ایران آزاد می گذاردم ولی شغلهای سالم مختلفی ایجاد می کردم و به اجتماعم حق انتخاب می دادم و می دانستم که هیچ کس گول مفاسد اقتصادی و اجتماعی را نخواهد خورد کاری که در سوئیس سوئد آلمان انگلیس کانادا ..... رواج دارد.
نت ورک مار کتینگ جدا از نت ورک نیست و هر کس پیکر بندی و بازاریابی را خوب بداند در دنیای نت ورک نیز خان اول را طی خواهد کرد.
ولی گروههایی بنام Multi level Marketing /MLM or Network Marketing از جمله کوئست (همان گلد کوئست یا کیو آی) که مشغول فعالیت در ایران،هند و برخی از کشورهای جهان سوم و در حال توسعه در حال استثمار افراد ساده و نا آگاه با کمبود مالی و فرهنگی هستند گروههای هستند که در طولانی مدت زیانهای فراوانی برای اجتماع خواهند آورد. چرا؟
در سالهای 1379- 1380 گلد کوئست .ای بی ال، پنتاگونا، استار، کیمیا کارت ..... و بیش از 40 شرکت داخلی و خارجی در ایران جو گرفتند و صدای آن بسیار به گوش همگان رسید و بدلایل مختلف دستان آنها کوتاه شد ولی متاسفانه شرکت کوئست که شرکت اصلی گلد کوئست می باشد مدتیست که جان تازه پیدا کرده و با روش چهره به چهره مشغول ترشح سرطان خود می باشد.
بدلیل نوع شغلم در ایران با بیش از 4000 نفر آشنا هستم و از سالهای 1380 چند باری مرا به گروههای گلد کوئست دعوت کرده بودند ولی هیچوقت عاقلانه نمیدانستم..... زمستان 1386 دوباره توسط یکی از ورزشکارانم پویا مجددآ دعوت شدم و این بار بهمراه همسرم لیلا ولی قبول نکردم و به بحثهای مختلف پرداختم که پویا تو چرا رفتی... در دفترشان با 20-30 نفر نکات منفی آن را که آنموقع کمتر برایم روشن بود تشریح کردم.... با توجه به این که هر چند ماهی به امریکا سفر دارم ...پس از مدتی متوجه شدم که در نبود بنده همسرم را نیز به این گرو ه ها کشانده اند.... ( همینجا می پذیرم که نیازهای همسرم را بموقع پاسخ نگفتم) و این باعث شد بیشر از قبل ناراحت شوم.... هم از لیلا و هم از آن گروه گول خورده که بدون رضایت من او را در این شغل برده بودند... آموزشهایی که به همسرم داده بودند و نتیجه آن لجبازی در ماندن و ادامه دادن این شغل باعث شد مشکلاتمان فرا تر رود و رسمآ از یکدیگر جدا شویم چرا که وی تمام وجودش تقویت زیر مجموعه اش طی هدف والایی بود که کوئست به وی آموزش داده بود!
این مقاله را می نویسم تا مسئولین خدانشناس ما بیشتر به فکر اشتغالزایی مفید و بدون فساد در جامعه باشند تا اینگونه گروه های مجازی و هرز کمتر در اجتماع جان گیرند.
برخی نکات منفی کوئست نت ورک در جهان سوم:
با وجود اینکه ظاهر قضیه روش خوبیست و این نیز نوعی فروش کالاست ولی متاسفانه شرکتهای مورد بحث در آسیا با توجه به قیمت های بسیار بالایی که برای محصولاتشان گذاشته اند و فروش توسط ورود عضو جدید و از طرفی غیر قانونی بودن این شرکتها باعث می شوند که اعضاء در حال حیف و میل زمان و پول یکدیگر شوند.
دروغ و حقه بازی در نت ورک مارکتینگ کوئستی در جهان سوم:
1) مهمترین نکته اینکه این کار با دروغ شروع می شود و در هر کاری که دروغ باشد مکر و نا بودی در بلند مدت زیاد است. مانند رشوه خواری در ایران که شما بهتر میدانید چه ها دارد میکند. این دروغها بسیارند. از جمله اینکه میگویند.... وارد این کار شوی 6 ماهه به سقف درآمدی فوق العاده میرسی و هزینه اولیه خرید خود را بیرون میکشی. حال اینکه حداقل 2 سال باید کار کنی از صحر تا شام و حتی در حال خواب تا فقط پول خودت را که محصولی خریده ای بدست آوری البته اگر بتوانی زیر دستانی مناسب گیر بیاوری در غیر اینصورت همان جا می مانی (این در حالیست که اگر به شغل اصلی خود میپرداختید نه تنها همان پول را گرفته بودید بلکه وقت آزاد بیشتری هم داشتید) همسر من 8 ماهی که در این کار بوده از صبح که بیدار میشد در حال اس ام اس زدن با دوستانش در این رابطه بود تا شب که خسته 10-11 شب از این کار برمیگشت می خواست بخوابد. درس و ورزش خود را کنار گذارد و کم کم به من و دوستان قدیمی نیز بی اهمیت تر از قبل شده بود حتی دیگر علاقه به سفر خارج هم نداشت چون باصطلاح خودش در مقابل زیر دستانش تعهد داشت و بهمین دلیل وقت او 80% در این کار بود و در این مدت فقط توانست نصف مبلغ خریداری خود را بدست آورد ولی اطمینان دوستان قدیم او از او کم شد و دوستان جدید با دیدگاه مالی بدست آورد.
2) ببنید چند نفر از این افراد محصولاتی را که با چندین برابر قیمت به آنها معرفی کرده اند بدست آور ده اند (تقریبآ 5%). همسرم 10 ها نفر کوئستی که پکیج های مسافرتی را خریداری کرده بودند معرفی کرد ولی هیچکدام را ندیدم محصول تورهای خارجی را دیده باشند. در ابتدا برای آنکه شما را جذب کنند میگویند محصولتان را 2 هفته می گیرید... ولی پس از چند ماه آنچنان شستشوی مغزی می شوید که برای فرار از درستی میگویند ما برای محصول نیامدهایم ...اصلآ مهم نیست.(من 3 بار آدرس خودم در دبی و آمریکا را برای چندین نفر از این گروه دادم که محصولشان پست شود ولی هیچوقت بسته نیامد) حتی خودم با دفتر اصلی کوئست تماس گرفتم و قرار شد بسته برخی را بفرستند ولی نشد که نشد.. حتی عنوان کردند دفتر دبی آنها تعطیل گردیده (شهریور 1387)
۴) در ابتدای کار بشما افراد بالا رتبه ای را معرفی می کنند که پولدار شده اند ولی اولآ هیچ اثری مکتوبی از آنها نمی گذارند فقط می گویند آنها پولدار شده اند ولی مشخص نمی کنند که آنها پولدار بوده اند یا شده اند؟ پولشان را از این راه بدست آورده اند یا در شغل اصلی خود؟ می گویند بعضی از آنها با مثلآ مرسدس 2008 یا آودی تی تی میآیند .... ولی هیچوقت بنده این سعادت را نداشته ام که آنها را با روش خودم سین جین کنم که بقیه بفهمند نتورک مارکتینگ کوئستی مانند بسیاری از شغلها فقط سود به نفرات اصلی شرکت رساندن است و 90% کارمندان پایین رتبه فقط زندگی میکنند و امیدوار به آینده.
۵) این شغل افتخاری نداره ....حقه بازیه...... تمام افرادی که در این کار هستند روشون نمیشه شغلشونو معرفی کنند و اگه کسی ازشون سوال کنه شغلتون چیه.... طفره میرن... و این نیز ریشه دروغست
۶) من 16 کشور دنیا از جمله در هفت کشور صنعتی زندگی کرده ام. خانواده متفکر اقتصادی دارم و به این اعتقاد کامل دارم که اگه کسی کاری باشه در هر کاری که استعداد داره رشد میکنه ولی خطرات اون کار مهمه وقتی موقعیت خودمون زیاد خوب نیست ....و خانواده دار هستیم ریسک ممنوع!! مگه این که ایمان قوی به آن کار داشته باشیم و فردی باشیم و کله شق!؟ تو این کار فقط افرادی که میتونند خوب حیله بزنند و دروغ گوی خوبی هستند در صورتیکه زیر گروههای مانند خود بوجود بیاورند میتوانند در ایران یا کشورهایی که قانون این کار را منع کرده است رشد کنند.
۷) در این کار اینقدر حقه بازی وجود دارد که در ابتدا اگر سئوال کنید من اگر زمانی خواستم دیگر فعالیتی نداشته باشم چه میشود میگویند اگر پورسانت زیادی نگرفته باشید پول شما را پس می دهیم... این در حالیست که سیستم کوئست میگوید محصول خریده اید و گروه پولی بشما نمی دهند... این مورد دقیقآ با دوست صمیمی همسرم بنام پریسا اتفاق افتاد و پریسا دوستی 15 ساله خود را با همسر من قطع کرد.... البته طبق قانون ایران متضرر میتواند شکوائیه تنظیم و در دادگاه مفاسد اقتصادی طرح کند و بین ۱ تا ۴ هفته پول خود را از گروه ثبت نام کننده پس گیرد.
۸) در زمان دعوت در این کار گروه دم از معرفت و کمک به دیگران .... سرمایه دار شدن و کمک به اجتماع و...... میزنند حال آنکه فقط بدنبال پول هستند ... تا زمانی که با آنها باشی ...در مورد آن کار کمکت می کنند ... من چندین بار با همسرم جلوی این گرو ههای منفی و گول خورده با 50 نفر بحث کردم و نشان دادم که راضی نیستم، همسر مرا شارژ نکنید... ولی حتی یک نفر از آنها که خود را دوست می دانستند کمک نکردند که وی از آن مسیر بیرون بیاید و در این جامعه که دختر بعد از طلاق سخت زندگی خواهد کرد به او کمک کنند. حتی در یک مورد صحبت شد که بالاسری که ادعا میکرد ماهی 60.000.000 تومان کمیسیون یعنی سود خالص میگیرد برای پایین رتبه خود که خریدی انجام داده شده بود و بدلیل دروغ گویی که در محیط دیده بود دیگر نمیخواست در آنجا باشد و طلب 3۲00.000 تومان خود را میکرد آن بالایی حاظر به پرداخت از سود خود نبود.
مدیریت و نت ورک مارکتینگ کوئستی در جهان سوم
۹) این کار باعث می شود اعضا با چند ماه رفت و آمد فکر کنند مدیر شده اند حال این که شبحی بیش نیست و هیچ تجربه ای در مدیریت بازرگانی ندارند.... این نکته دقیقآ باعث شد همسر من پس از چند ماه با من در کارهای مالی و در آمدی مبارزه کند.... (حال انکه من خود مدیر شرکت موفق در ایران و آمریکا بوده ام و اکنون درحال نوشتن کتاب در تخصصم)
۱۰) این شغل آمار ندارد.... نت ورکر ها میگویند ما 500.000 نفر در ایران و نزدیک 700 دفتر در ستارخان تهران داریم....حال آنکه اصلآ نظمی در این کار ندارند و هیچکدام دسترسی به این اطلاعات را ندارند یک بازرگان حرفه ای میداند پایه و اساس رشد در بازرگانی آمار دقیق هست که در این جریان دیده نمیشود. اعضا در این شغل توانایی شناخت رسمی بالادستی ها را ندارند و بهمین منظور بالادستی ها اغراق بسیار میکنند.
۱۱) این کار نظام خانواده و دوستی های غنی را بهم میزند.... فقط در صورتی این مبحث وجود نخواهد داشت که تمام اعضاء خانواده موافق باشند. در غیر اینصورت مثل بنده میشود.... و توجه داشته باشید که این عامل بر ضعف بیشتر اجتماع, اقتصاد,ورزش,.... جامعه تاثیر مستقیم میگذارد.( خود بنده پس از یک ماه هنوز حوصله مدیریت در امورم را ندارم) بنده در این مدت که در حال توجیه همسر،دوستان و ورزشکارانم که در این راه رفته اند هستم متاسفانه با اکثر آنها در قطع رابطه هستم.
1۲) پس از خرید در این گونه مجموعه ها... به شما یک سری فیلم و جزوه آموزشی از کوئست میدهند و نیز تعدادی از کتابهای مربوط به موفقیت در بازار را و شما را باصطلاح آموزش مدیریت میدهند آنهم از صبح سحر تا کله شام و بصورت کاملآ تکراری که شاید مفید بنظر برسد ولی آیا این ارزش چند میلیونی با ریسک های گفته شده را دارد؟ مضاف بر اینکه هیچگونه علم عملی مدیریتی پشت آن نیست.
1۳) این کار غرور مجازی برایتان ایجاد میکند. بارها دیدم که افرادی که چند ماه در این کار هستند مشغول مسخره کردن یک آدم مسن جنتلمن هستند که سوار مثلآ یک اتومبیل 200 میلیونی شده و میگویند "ههه آقا رو باش ...بعد از 50 سال سوار این ماشین شده ....من تا 1ساله دیگه لامبوگینی میزارم زیر پام....."
1۴) به چند نکته آموزشی که در جلسات کوئست آموزش داده می شود یا بهتر بگم شستشوی مغزی میشود توجه کنید:
"انتخاب کنید چی بشنوید ، مثل اینکه انتخاب میکنید چی بخورید، مسلما همانطور که شما هر چیزی رو نمیخورید هر چیزی هم دورو برتونه ارزش شنیدن نداره، اگر یاد بگیرید که انتخاب کنید میتونید کسانی رو که میخواهید باهاشون کار کنید رو هم انتخاب کنید و انتخاب کنید که اونها اونطور که میگید کار کنن و با قدرت انتخاب شما همه چیز پیش میره" (جاپا بیسمارک مدیر اصلی کوئست)
حال فکر کنید که همسر ،دختر، پسر یا کارمندان شما این را یاد گیرند. از آن به بعد چگونه رفتار خواهند کرد؟ از این نکات بسیار است که این افراد از 8 صبح تا 11 شب در گوش یکدیگر میگویند. یکنفر می شود استاد بقیه دانشجو و هر روز جابجا می شوند تا بتوانند دیگران را توجیه کنند و نتیجه آن یک جامعه حرج و مرج دار میشود.
نکته آموزشی دیگر:
"اگر آموزش درست به مجموعتون ندید از دستشون میدید . نت ورک امروز برای من و رابطه شماست با زیر مجموعتون مثل کارگرهاتون برخورد نکنید اونها شریک و خانواده شما هستند اگه این رابطه رو بسازید و بهشون اعتماد کنید اگر اکانتشون هم صفر باشه باز هم میمونند وگرنه بعد از چند وقت میرن. به خاطر پورسانت و اکانتشون دوستشون نداشته باشید، من از اونها فقط وفاداری رو توقع دارم . زمانهای خوب همه دورتون هستند زمانهای بد و سختی کی با شما میمونه؟ اون موقع میشه شناخت" پاتمن (یکی از مدیران کوئست)
فکر میکنید بعد از این نکته آموزشی که اونم 100ها بار در مغز این افراد میکنند ما اعضاء خانواده چکار میتونیم بکنیم؟
نکته آموزشی دیگر
Do Or Die انجام بدید یا بمیرید. تمام آدمهای موفق این قانون رو انجام میدن ،راه سومی نیست این تنها راهیه که با انجام دادنش میتونید مطمئن باشید که شما هم مثل ما به موفقیت میرسید. جاپا بیسمارک( مدیر اصلی کوئست دات نت)
اینها همه نمونه هایی از نکات خوب مدیریتی است ولی بنظر تمام روانشناسان اولآ همه نباید مدیر باشند دومآ همه جنبه این نکات مهم را ندارند و آن زمان که یاد گیرند چون نمی دانند کجا استفاده کنند زیان عمومی خواهند رساند. این نکات دقیقآ برای من و چند نفر که در دادگاه دیدم اتفاق افتاده بود. من همسرم دیگه دنبال سازش نبود و فقط میگفت من می تونم و موفق خواهم شد. او میگفت: ما به زیر مجموعه هامون وفا داریم حتی برای خانواده وقت نمی گذارد چون به ذیر مجموعه هایش وفا داری نشان می داد..... وی دقیقآ می خواست انتخاب کنه که بشنوه و اصلآ به حرفهای خانواده یا دوستان گوش نمیداد درست یا غلط....
می دونین من میگم هر شغلی هر کالایی هر ورزشی نیاز داده با فرهنگ مربوطه ساخته بشه وقتی در آمستردام ، استراسبورگ،توکیو قدم میزارین میبینین چقدر دوچرخه سوار دارن. پول هم دارن ماشین بخرند ولی نیاز به استفاده از دوچرخه رو بیشتر می بینند. نت ورک مارکتینگ هم نیاز به فرهنگ درست داره که قبل از هر چیز صادق بودنه و اون در این آدمها بوجود نیومده.
اقتصاد و نت ورک مارکتینگ از نوع کوئستی در جهان سوم
۱5) این کار باعث خروج ارز هنگفتی از جامعه میشود و خروج ارز یعنی تورم.... در پاسخ برخی نت ورکر ها می گویند ما خروج ارز نداریم ما واردات ارز از طریق دریافت کمیسیون داریم. حال آنکه در قبال خرید محصول 3700 دلاری فقط یک کمیسیون 250$ و دو کمیسیون 150$ دریافت میشود... همین جا توجه به این مسئله روشن میشود که فقط در بافت خ ستارخان تهران که حدود ۷۰۰ دفتر غیر قانونی کوئست در حال رشد است و حدود ۵۰ نفر در هر دفتر خرید کرده باشند و حداقل ۱۰۰۰ دلار خروج ارز باشد یعنی طی یک سال ۳۵۰۰۰.۰۰۰ میلیون دلار خروج ارز بی مورد آنهم فقط در این مورد رو داشتیم!!! اگر گفته نت ورکر ها مبنی عضویت ۵۰۰.۰۰۰ نفر در ایران صحت داشته باشد یعنی متوسط ۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰ دلار خروج ارز بدون واردات هیچگونه تکنولوژی داشته ایم. این در حالیست که تقریبآ ۹۵٪ افراد به کالای خود نیز دست نیافته اند. بلی چینی ها در حال انجام حرکت های مفید خود هستند و مسئولین و مردم ما خواب!
1۶) آنهایی که اهل تهرانپارس و ستارخان تهران هستند می دانند که اجاره آپارتمان در این دو منطقه خصوصآ بالا تر از بقیه نواحی اطراف است ... یکی از دلایل این بوده که این گروهها با جمع کردن پول از تک تک افراد اجاره های بالاتر از معمول پرداخت می کنند و این باعث می شود سطح اجاره کلی یک منطقه بالا رود.
1۷) میدانیم که تخریب از ساخت بیشتر طول میکشد و چنانچه مسئولین ما بفکر قطع کردن این دستها نباشند مطمئنآ همچون رشوه خواری فاجعه دیگری در پی خواهد بود. متوحه شدم که برخی از اعضاء بسیج و ناجا و ادارجات نیز به این کار روی آورده اند که اخطار بزرگتریست.
۱۸) تقریبآ همه آدمهایی رو که در این شغل میشناختم خواستم بیارم بیرون ولی ناموفق بودم.... چند روز پیش ایزوگامکاری داشت کار میکرد صحبت شد و گفت من 4 ساله تو کوئست بودم... 6 ماهه پیش ما رو گرفتند و 40 روز زندانی در اوین بودم الآن هم با وثیقه 120 میلیونی بیرونم تا روز دادگاهم.... گفت 4 سال اگه تو شغل اصلیم بودم تا حالا 50 میلیون داشتم ... حال اینکه تو این مدت فقط 4 میلیون بدست اوردم و معلوم نیست چیکارم کنند... وی گفت ما را آنقدر شستشوی مغری میدهند...روزی 10-12 ساعت همه داریم تمرین میکنیم که بر دعوت شدگان غلبه کنیم.... تا خودمان سرمان به سنگ نخورد نمی توانیم بیاییم بیرون... ولی جلوی تازه واردین را می شود گرفت...
۱۹) با 15 نفری صحبت کردم و یک نکته که قبلآ در بازرگانی آدمهای تازه وارد دیده بودم برخورد کردم... و اونم ضرر بود... افرادی که در این گروهها محصول می خرند عمومآ با سختی پول خرید که از 300 هزارتومان تا 12.000.000 تومان هست رو تهیه میکنند و با توجه به اینکه محصول خریداری شده را از 3 تا 10 برابر قیمت معمول تهیه میکنند به هر فرمی شده از جمله دروغ می خواهند بگن که ما موفق میشویم حال آنکه سیستم...اجتماع و توانایی خودشان در موفق شدن در این کار نیست.
گزارشی از همایش بررسی شرکتهای کوئیستی در دانشگاه تهران
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، دکتر حمیدرضا کاتوزیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامیبا اشاره به 240 میلیون دلار ارز خارج شده از طریق شرکت گلدکوئیست از کشور گفت: با این سرمایه میتوان 20 کارخانه خودروسازی کشور را نوسازی، 360 هزار اشتغال مولد ایجاد و سالانه 300 هزار دستگاه خودرو تولید کرد.
دکتر حمیدرضا کاتوزیان در همایش بررسی شرکتهای گلدگوئیستی در دانشکده فنی دانشگاه تهران گفت: عملکرد شرکتهای گلدکوئیستی با ساختار هرمی و بازاریابی چند سطحی بر خلاف شرایط تجارت منصفانه (fair trade) است.
وی اظهار داشت: یکی از شرایط مبادله و تجارت در دنیا، تجارت منصفانه است، یعنی پولی که در قبال خرید یک کالا و یا خدمت پرداخت میشود، باید با هم سنخیت داشته باشند و این قاعده مورد قبول همه سازمانهای تجاری دنیا است، در حالی که در شرکتهای گلد کوئیستی (شبیه گلدکوئیست) این شرط اساسی تجارت منتفی است.
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس با اشاره به طرح یک فوریتی مجلس برای جلوگیری از فعالیتهای شرکتی شبیه گلدکوئیست، گفت: با توجه به موج شکایت مردم مالباخته از فعالیت در شبکه شرکتهای مانند گلد گوئیست، مجلس به عنوان یک وظیفه حاکمیتی و برای جلوگیری از زیان عده قابل توجهی از مردم و خروج ارز از کشور از این طریق، طرحی برای جلوگیری از فعالیت شرکتهایی از این دست ارائه کرد.
کاتوزیان گفت: سابقه فعالیت شرکتهای با ساختار هرمی شکل و بازاریابی چند سطحی در سایر کشورهای پیشرفته هم نشان میدهد که دولتها برای جلوگیری از رشد قارچ گونه این شرکتها قانونهای مخصوص وضع کرده اند و مانع زیان ملی کشور خود شده اند.
وی ادامه داد: فعالیت شرکت شبیه گلدگوئیست در آمریکا به نام ام وی (Amway) باعث پیدایش موج شکایتهای مردمی از آن شد، و کنگره مجبور شد طرح محدود کردن فعالیت آن را بدهد، ولی با نفوذ اعضای این شرکت در سنای آمریکا مانع توقف کامل آن شد ولی در عین حال فعالیت آن در اکثر ایالتهای آمریکا ممنوع شد.
کاتوزیان گفت: گرچه یک شرکت تولیدی شبیه جنرال الکتریک شاید با برخی شکایتها برای عدم کیفیت محصول روبرو، شود ولی هیچ وقت با موج شکایت عمومی روبرو نمیشود، در حالی که شرکتهای گلدکوئیستی پس از فعالیت، همواره با موج شکایت روبرو میشوند.
عضو کمیسیون صنایع مجلس با اشاره به موج شکایتهای علیه گلدکوئیست در ایران، گفت: برای جلوگیری از خروج 240 میلیون دلار از طریق گلدکوئیست از کشور و پیشگیری از ضرر دیدن مردم، مجلس شورای اسلامی به عنوان قسمتی از حاکمیت،وارد مساله شد و طرح ممنوعیت فعالیت این گونه شرکتها را ارائه کرد و امیدواریم با تصویب هر چه زودتر آن، جلوی فعالیت شرکتهای یاد شده گرفته شود.
کاتوزیان خاطر نشان ساخت: طرح مجلس برای جلوگیری از فعالیت شرکتهای گلدکوئیستی با پشتوانه کارشناسی مرکز پژوهشهای مجلس تهیه شده و نمایندگان مجلس مراقب هستند که در طرح یاد شده، فعالیت سالم شرکتهای دیگر تجاری در قالب تجارت الکترونی مانند فعالیت بازاریابی الکترونی شرکتهای بیمه، بازاریابی تجاری اینترنتی و تجارت الکترونی دچار خدشه و صدمه نشود.
وی در تشریح وظیفه حاکمیتی در مقابل حفظ پول و سرمایه ملی گفت: اگر تعدادی از افراد تصمیم گرفته پول خود را آتش بزنند یا در چاه بریزند، حاکمیت میتواند به عنوان وظیفه حفظ پول ملی و جلوگیری از تباه شدن قسمتی از سرمایه ملی وارد عمل شده و جلوی آن را بگیرد و نمی توان گفت، این افراد مالک پول خود هستند و هر کاری میخواهند سر آن در آورند.
کاتوزیان ادامه داد: بنابراین ورود مجلس به بحثهای شرکتهای گلدکوئیستی از این منظر است.
کاتوزیان گفت: بیشترین شکایتهای مردمی از شکایتهای گلدکوئیستی از قشر محروم جامعه و ساکنان جنوب تهران، اسلامآباد، شهرری و عامه مردم است، که اینها حتی فرشزیرپا، تلویزیون و یخچال، طلای زنها و سایر لوازم خانگی را فروختهاند و به امید پولدار شدن وارد فعالیت شبکه های گلدکوئیستی شدهاند.
وی ادامه داد: مراجعان به نمایندگان مجلس در این خصوص با اظهار این که دچار یاس و ناامیدی شدهاند، حتی برخی از آنها قصد شکایت به مراجع قضایی ندارند، زیرا کسانی که آنها را به این راه کشیدهاند، دوست، فامیل، قوم و خویش یا از نزدیکان آنها بودهاند و آنها فقط تحمل ضرر میکنند و حاضر به شکایت رسمی نمیشوند.
کاتوزیان گفت: در شکایتهای مطرح شده از شرکت گلدکوئیست این شرکت با وجودی که توان به کارگیری وکیلهای توانا داشت، ولی با علم به نادرست بودن کار خود، اقدام به گرفتن وکیل نکرده و خواست شاکیان را قبول کردند.
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس در مورد ساختار شرکتهای هرمی شکل و بازاریابی چند سطحی MLM گفت: اعضای جذب شده به این شبکهها در دو ردیف انتهایی عضویت (پایینترین سطح و سطح قبل از آخرین ردیف) هیچ دریافتی ندارند و در آن صورت 75 درصد اعضای این شبکه هیچ عایدی نخواهند داشت و این نشان میدهد، مبادله صورت گرفته به هیچ وجه شرط انصاف را ندارد و در قالب قانون تجارت هم نمیگنجد.
کاتوزیان گفت: برای تشویق مردم به فعالیت در این شرکتها به اصطلاح در باغ سبز نشان میدهند و فردی که تلویزیون با یخچال خود را میفروشد، به او میگویند او صاحب خودروی بنز الگانس میشود، در حالی که این توهمی بیش نیست و فقط درصد ناچیزی از آن افراد به آن وعده می رسند و این نوع معامله طبق قانون تجارت همه کشورها از جمله ایران باطل است.
کاتوزیان گفت: شرکتهای شبیه گلدکوئیست با بکارگیری روانشناسان و جامعهشناسان قوی،شرایط کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان و ایران را مطالعه میکنند و طبق عادت، فرهنگ و اعتقادات مردم برنامهریزی میکنند.
عضو کمیسیون صنایع مجلس گفت: افرادی از مردم که در این شبکههای چند وجهی و هرمی شکل به کار گرفته می شوند نه در قالب قانون کار قرار دارند، نه استخدام هستند و نه بیمه می شوند.
وی افزود: با توجه به این که افراد جذب شده به این شبکههای چند وجهی و نامحدود استعداد یکسانی ندارند، موضوع به شکل غیرواقعی شکل میگیرد و به گونهای که هم اکنون 350 تا 400 هزار نفر عضو شبکه گلدکوئیست هستند، مگر همه اینها بازاریابهای برجسته هستند و اگر ایران این همه بازاریاب کارکشته داشت که غمی نداشت، مگر میشود کشوری که حدود 70 میلیون نفر جمعیت دارد و حدود 6 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی دارد، فقط حدود 400 هزار بازاریاب مجرب داشته باشد.
وی گفت: مجلس طرح جلوگیری از فعالیت شرکتهای شبکهای مانند گلدکوئیست با ساختارهای هرمی بازاریابی چند سطحی و شبکههای نامحدود عضوگیری با قوت ادامه دارد و به عنوان حاکمیت وظیفه جلوگیری از ضرر عامه مردم داریم.
گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس حاکی است، تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران که پر از دانشجویان، علاقمندان به بحث گلدکوئیست و تعدادی از افراد غیر دانشجو عضو این شبکه بود با شلوغی عده خاصی که طرفدار فعالیت گلدکوئیست و از اعضای شبکه بودند روبرو شد و بارها در بین بحثهای کارشناسی با سوت و کف زدن و برهم زدن نظم جلسه با تذکر مجریان و سخنرانان روبرو شدند.
در ادامه نشست یاد شده حاضران طرفدار گلدکوئیست خواستار حضور یک نماینده خود در پشت تریبون شدند که با وجودی که نشست یاد شده به صورت سخنرانی و پرسش و پاسخ کتبی اعلام شده بود، ولی با آن موافقت شد.
راضی شکیبی فردی که خود را عضو شبکه گلدکوئیست و به عنوان نماینده طرفداران گلدکوئیست در این نشست معرفی کرد، گفت: بین فعالیت شرکتهای هرمی شکل و بازاریابی شبکهای (NWM) تفاوت وجود دارد و دادگاه بینالمللی حمایت از شبکههای بازاریابی نت و رک مارکتینگ را به رسمیت شناخته است.
وی افزود: سکههای ضرب شده در گلدکوئیست مورد تقاضای مجموعهداران (کلکسیونرها) است و قیمت آن در WTO تعیین می شود.
حمیدرضا کاتوزیان در پاسخ شکیبی گفت: سازمان تجارت جهانی قیمت پایه کالاها را اعلام میکند و قیمت محصولات فرعی مانند سکه و از جمله محصولات کلکسیونی توسط متقاضیان مشخص میشود و هیچ سازمانی قادر به اعلام قیمت اشیاء عتیقه یا کلکسیونی نیست.
شکیبی در ادامه گفت: شرکت QI محصولات خود را گران نمیفروشد و محصول باید تضمین بانکی داشته باشد.
کاتوزیان در پاسخ گفت: شرکتهای گلدکوئیستی محصولی ارائه میدهند، آن محصول از نظر ارزش کمتر از 10 درصد آنچه اعضای آن میپردازند، ارزش دارند و بهای خدمات بانکی، بیمه و حمل و نقل هم اگر حساب شود بازهم شاهد فاصله معناداری بین قیمت واقعی آن کالا و بهای پرداخت شده وجود دارد.
عضو کمیسیون صنایع مجلس ادامه داد: من متخصص مهندسی مکانیک هستم، سکههای که 10 ضرب دارد از نظر طراحی و قالب کار بیشتری نسبت به سکه یک ضرب در بر دارد. در حالی که گفته میشود این سکهها منحصر به فرد است.
نماینده مردم تهران گفت: مراجعه به اینترنت و جستجوی کلمه AMWAY مشخص میشود که چه موج شکایتی از مردم کشورها علیه آن شرکت وجود دارد.
کاتوزیان در مورد بازاریابی شبکهای گفت: اصل بازاریابی شبکهای مورد قبول است، ولی شبکه های بازاریابی باید عرض، طول، قد و قواره داشته باشد و در قالب قانون تجارت بگنجد، در حالی که شرکتهای گلدکوئیستی یک شبکه نامحدود و نامعلوم دارد و در قالب قانون تجاری یا اقتصادی نمیگنجد و از امکان بازاریابی شبکه ای سوء استفاده می شود.
کاتوزیان گفت: اگر میخواهید نشست مناظره برگزار شود، افرادی که از طرف خود شرکت گلدکوئیست معرفی شوند و از قبل گفته شود جلسه مناظره است، ما هم شرکت میکنیم ،ولی نشست حاضر سخنرانی بود و قرار شد پرسشهای حاضران به صورت کتبی مطرح شود.
گزارش خبرنگار ما حاکی است پس از این پرسش و پاسخ، طرفداران گلدکوئیست که عمده آنها دانشجو نبودند و از اقشار مختلف جامعه و تعدادی هم مسن تر از دانشجویان بودند از سالن خارج شدند،نظم و سکوت بر جلسه حکمفرما شد.
خاطرات یک کوئستی
هادی سلمانی
از جمله دروغ های دیگر، وعده هایی بود که کوئستی ها برای جذب افرادی می دادند تا خیال آنها را بابت آوردن محصولات راحت کنند، چیزی که 99 درصد اوقات در حد همان وعده های دروغ باقی می ماند و اگر هم عملی می شد، آنقدر دیر بود که کاش نمی شد! میزان درآمد هم از جمله مواردی بود که درصد دروغگویی کوئستی ها در آن بسیار بالا بود. تقریباً با عیار 100 درصد!
لیدر بالا دستی خود من بارها به من گفت که هفته ای 2000 دلار در می آورد و من هم با سادگی تمام قبول می کردم و زبان به تحسین او می گشودم و خود را در رؤیای شیرین کسب دو هزار دلار در هفته غرق می کردم.
اما یک بار که بالاخره با خودم تنها شدم، به دروغگویی او در این زمینه پی بردم، آن هم با یک محاسبه ساده.
من در دست تعادل یا به قولی دست کوچک بالا دستی ام قرار داشتم و هر تعداد افرادی که در هفته البته با ضریب سه در مجموعه من جذب می شدند، برای بالا دستی ام دلار منظور می شد. مثلاً اگر در این هفته شش نفر به مجموعه من اضافه می شد (با فرض اینکه لیدر من در دست دیگرش افراد بسیار زیادتری نسبت به طرف من داشت) او 500 دلار درآمد داشت که البته طبق قانون شرکت دو هفته دیگر به صورت «ایکارد» به حساب او منظور می شد.
یک بار به یاد دارم که در طی یک هفته فقط چهار نفر به کل مجموعه من اضافه شدند. دو هفته بعد از بالا دستی ام پرسیدم که این هفته چقدر گرفتی. او هم گفت: «1750 دلار!» داشتم شاخ درمی آوردم. بالاخره به خودم جرأت دادم و گفتم: «ولی نیما جون دو هفته پیش من فقط چهار تا ورودی داشتم و تو هم نباید بیشتر از 250 دلار بگیری یا حداکثر با احتساب هفته های قبل از آن 500 دلار می گیری؟!»
او که خودش را در وضعیت بدی می دید، سعی کرد هزار توجیه بیاورد و وقتی متوجه شد که من قانع نمی شوم، گفت: «ببین هادی جون، همیشه باید به زیرمجموعه هات روحیه بدی. اگه یه وقت هم درآمدت خوب نبود، باید طوری وانمود کنی که انگار هفته ای چند هزار دلار می گیری، می فهمی که؟!»
تازه این به زمانی مربوط می شد که بالادستی من در اوج کار خود بود، والا هفته ها و ماه ها می شد که حتی یک دلار هم نمی گرفت، اما «افه»های میلیونی را همچنان حفظ می کرد.
به راستی، سرانجام این همه دروغ و ریا چیست؟ حتی اگر فارغ از مسائل دینی به قضیه نگاه کنیم، آیا چنین بار کجی به منزل می رسید؟
پای انرژی هسته ای هم به میان آمد!
فعالیت صلح آمیز و علم گرایانه انرژی هسته ای ایران اسلامی، در آن روزها یک بحث داغ به حساب می آمد، هم از نظر مسئولان و مردم کشورمان که شاهد به ثمر نشستن زحمات فرزندان غیور خودشان در عرصه علم بودند و هم از نگاه دشمنان این انقلاب که سعی داشتند به فعالیت صلح جویانه دانشمندان ایرانی، رنگ وبوی نظامی ببخشند و با این بهانه، سیاست های مداخله جویانه خود را در قبال ایران ادامه دهند و در نهایت به مطامع خود برسند که صدالبته مثل گذشته ناکام خواهند ماند. اما فعالیت هسته ای ایران چه ربطی به «گلدکوئست» و گلدکوئستی ها دارد؟!
کافی است گزارش پشت پرده یکی از جلسات لیدرشیپ(20) کوئستی ها را که من به عنوان میهمان ناظر آن بودم، بخوانید تا شما هم متوجه شوید!
در این جلسه، لیدر ارشد یا اصلی بعد از بیان مقدمه ای درباره امنیت کار و توانایی سیستم برای ادامه کار در شرایط کنونی و حتی آینده کشور(!) با انتقاد آرام و چاپلوسانه بعضی از لیدرهای زیرمجموعه خود روبه رو می شود.
یکی از لیدرها می گوید: «من که می دونم کسی نمی تونه جلوی نت ورک به خصوص کوئست رو بگیره و اصلاً هم نمی ترسم، اما چیزی که هست، اینه که بالاخره دولت و مجلس مخالف کار ما هستن. ما هم نباید خیلی بی خیال باشیم. »
لیدر دیگری که کمی شهامت یافته است، می گوید: «خدائی من هم عمراً نمی ترسم که کسی واسه مون دردسر درست کنه، اما بهتره یه مقدار هم درباره احتمالات حرف بزنیم. »
صحبت که به اینجا می رسد، لیدر اصلی و گرداننده جلسه لیدرشیپ می گوید: «یه دفعه بگین خودتونو خراب کردین و رفتین دیگه؟! از یک قانون که تو مجلس تصویب شده و حرف چند تا مسئول مطالب نوشته شده توی روزنامه هایی مثل کیهان ترسیدین؟! مشکل شماها اینه که کمپانی رو خوب نشناختین؟ چی فکر کردین، هان؟ فکر کردین کمپانی همین جوری دست روی دست می ذاره تا بازار بزرگی مثه ایران رو از دست بده؟»
لیدر اصلی سپس نفس عمیقی کشید و گفت: «موضوع اینه که گلدکوئست غول نت ورکه! نت ورک هم شاخه ای از شاخه های بزرگ سازمان تجارت جهانی یا »O. T. W» است. اگه قرار باشه کسی مزاحم کار کوئست بشه، با سازمان تجارت جهانی روبه رو می شه و آن وقت تمام دنیا و سازمان ملل باهاش درگیر می شن. اگه نگین غلوه، می گم که حساسیت سازمان ملل روی گلدکوئست از حساسیتش روی مسئله هسته ای ایران بیشتره! به نظر من اگه قرار باشه کسی جلوی ما رو بگیره، با قدرت های هسته ای باید روبه رو بشه!»
وقتی لیدر اصلی این حرف ها را زد، سکوت عجیبی بر جلسه حاکم شد، نه کسانی که این حرف ها را باور کرده بودند می توانستند آنها را تأیید کنند و نه کسانی که از چرند بودن این سخنان مخ شان تاب برداشته بود، جرأت انتقاد داشتند و این سکوت برای لیدر اصلی یعنی «تأیید»، به نحوی که خودش هم باورش شده بود!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
20- Leader Ship، جلسه ای برای آموزش لیدرها و هماهنگی سیاست های کاری.
خاطرات یک کوئستی رویایی بنام سقف درآمد
هادی سلمانی
بارها می شد که یک لیدر، زمین و آسمان را به هم می دوخت و هزار گله و شکایت می کرد که چند هفته و ماه است در دست تعادلش، کسی اضافه نشده و او پولی نگرفته است، اما وقتی خودش به قولی دلار می گرفت و همین وضعیت برای لیدر زیرمجموعه اش پیش می آمد، با شجاعت و صداقت تمام(!) در جلسه لیدرشیپ می گفت: «بچه ها به تعادلتون اصلاً فکر نکنین. مهم اینه که مجموعه پیش بره! اصل «Forget yourself» رو که یادتون نرفته؟!»
این اصل (Forget yourself) از آن موضوعات جالب بود. تدریس کننده های دروس گلدکوئست در سی دی های آموزش نظیر « جوفابویکاس» و «پاتمان» بر رعایت این اصل خیلی اصرار داشتند. واقعیت این بود که فی نفسه، فراموش کردن خود و فکر کردن به موقعیت دیگران بویژه آنان که زیرمجموعه فردی هستند، در هر سیستم و حرفه ای، یک استراتژی پسندیده و کارآمد است، اما آنچه در ذات «Forget yourself» بود با آنچه در گلدکوئست اجرا می شد، اغلب زمین تا آسمان فرق داشت.
این چه «فراموشی خودی» بود که یک لیدر گلدکوئستی وظایفش را در قبال مجموعه اش فراموش می کرد، اما رسیدن به تفریحات و خریدهایش را فراموش نمی کرد؟! مرتباً به جیب و درآمدش فکر می کرد و دیگران را به فراموشی درآمدشان و فکر کردن آنان به درآمد زیرمجموعه هایشان توصیه می کرد؟
می دانید آنچه از آنها به عنوان تعلیمات گلدکوئست نام برده می شود، در حقیقت علم بازاریابی نوین است که توسط متخصصان بیان می شود، اما اولاً این تعلیمات ویژه کوئست نبوده و نیست. ثانیاً اگر فردی هزار حرف خوب بزند و بلد باشد، اما به آنها عمل نکند، چه فایده ای دارد؟!
خلاصه، جلسات لیدرشیپ، به قول یکی از لیدرها جلساتی بود برای رو شدن گندکاری ها و خرابکاری های لیدرها، همان هایی که قرار بود سیستم را طوری پیش ببرند که افراد آن مادام العمر درآمد هفتگی داشته باشند! واقعاً که چه سرابی، چون یکی از لیدرهای ارشد در یکی از جلسات لیدرشیپ گفت که طبق آمار کمپانی فقط سه درصد از افرادی که به گلدکوئست روی می آورند، به سقف درآمدی می رسند. یعنی اینکه 97 نفر از هر صد نفر ناکام می مانند!
آیا در حرفه های دیگر غیر از نت ورک، وضعیت به این صورت است؟ مثلا ً در رشته های حسابداری، حقوق، پزشکی، معلمی، کارمندی، کارگری و حتی دست فروشی؟ جالب اینجاست که در مجموعه ای بسیار بزرگ که من عده کمی از آنها را دیدم، حتی یک نفر هم به سقف درآمد نرسید، چه برسد به درآمد مادام العمر!!!
از آنجا که ذهن کنجکاوی داشتم، بارها در مجموعه هایی غیر از مجموعه ای که خودم در آن حضور داشتم، سرکشی کردم تا لااقل یک گلدکوئستی را که به سقف درآمد رسیده است ببینم، اما هر چه بیشتر گشتم، کمتر او را یافتم.
در اینجا دوست دارم قدری صریح تر با افرادی صحبت کنم که هنوز در این کار گرفتار هستند و در این سیستم فعالیت می کنند. هنگامی که من در گلدکوئست بودم، بالادستی های من می گفتند که افراد زیادی هستند که به سقف درآمد رسیده اند و ما هم این را به زیرمجموعه مان می گفتیم. اما واقعیت این بود که نه آنها و نه خود من هرگز چنین افرادی را ندیده بودیم، آیا شما هم همین طور نیستید؟ یعنی بالادستی هایتان و خود شما می گویید که افراد زیادی به سقف درآمد رسیده اند، اما. . .
بگذریم، چون موضوع خیلی روشن است!
از عینک 124 هزار تومانی تا دستفروشی!
خاطرتان هست که در بخش اول این یادداشت ها نوشتم که چطور نیما مرا وادار به ورود به این حرفه کرد؟ نیما در زمانی که به اصطلاح داشت مرا «فالوآپ» می کرد تا وارد سیستم کند، درباره وضعیت کار، موقعیت خودش در این سیستم و میزان درآمدش دروغ می گفت.
او هرگز به من نگفت که این کار غیرقانونی است. اگر او با صراحت با من طرف می شد و از ابتدا می گفت که مرا به کاری فرا می خواند که از نظر قانون و شرع مشکل دارد، بی تردید من وارد این حرفه نمی شدم.
نیما هنگام «فالوآپ» من، در پاسخ به سؤالاتم درباره میزان پیشرفت و درآمد در این شغل به من دروغ می گفت. او به من می گفت که خانه نسبتاً زیبایش را خریده است، آن هم از درآمد گلدکوئست، در حالی که من بعداً فهمیدم او به خاطر جذب افراد، خانه اش را فروخته و با پولش، این خانه را رهن کرده است! دیگر اینکه او به من می گفت که درآمدش بسیار بالاست، در حالی که هرگز چنین نبود، بلکه درآمد و موقعیت او در گلدکوئست آنقدر خراب بود که به قول نت ورکرها، بارها «افسرده»(23) شده بود و قید کار را زده بود، اما با «فالوآپ» دوباره بالادستی هایش مجبور شده بود به کار برگردد.
همان طور که در بخش اول و دوم نوشتم، من آخرین تیر ترکش او بودم و بعداً خودش هم گفت که اگر موفق نمی شد مرا جذب کند، این کار را کنار می گذاشت! پس اگر نیما از ابتدا صادقانه موقعیتش را می گفت، محال بود من موقعیتم در یک شرکت را رها کنم و کاتالوگ به دست از این خانه به آن خانه بروم تا بلکه کسی را جذب کنم!
البته آنچه نیما با من انجام داد، بارها و بارها بعد از او تکرار شد، تکراری زجرآور و تمام نشدنی!
از دیگر ناهنجاری های رفتاری گلدکوئستی ها، ولخرجی های آنان در هنگام کسب درآمد بود.
گاهی اوقات این ولخرجی های آنان علاوه بر صدمات اقتصادی جبران ناپذیرش، باعث می شد تا در نظر افراد جامعه، گلدکوئستی ها حتی در بهترین وضعیت درآمدی، به افرادی «تازه به دوران رسیده» تبدیل شوند. فردی که تا دیروز از نظر پوشاک، وسیله نقلیه و خورد و خوراک در وضعیت متوسط یا حتی پایین تر از آن قرار داشت، به یکباره اوج می گرفت و در همه زمینه ها ولخرجی می کرد، در حالی که به سرعت این وضعیت تغییر می یافت و او حتی به نان شب خودش هم محتاج می شد.
این که می گویم به نان شبش هم محتاج می شد، واقعیتی است که من به چشمان خودم دیدم. به طور مثال نیما، آخرین بار بعد از نت ورک که او را دیدم، دلم برایش سوخت. وقتی گفت که برای پول سیگار هم به این و آن رو می اندازد و جز لباس تنش، لباس مناسب دیگری ندارد، دلم آتش گرفت. آخر نیما قبل از ورود به گرداب گلدکوئست، تقریباً همه چیز داشت.
نظر دکتر بید آبادی در مورد MLM
ایشان منتقد اقتصادیست و با کوئست موافق ولی نکته بارز در سلامت معامله را در صداقت آن میداند:
آیا فعالیت کوئست موجب فریفتن افراد نمی شود؟
کلاهبرداری تدلیس و یا پنهان کردن عیب کالا هنگام معامله و مغبون ساختن خریدارهمه
می تواند منجر به فسخ معامله شود. اینها ا زمباحث خیارات در حقوق است و ازلحاظ فقهی و حقوقی دامنه وسیعی را دربرمی گیرد. ولی نمی توان این موارد را به بازاریابی شبکه ای نسبت داد. نمی توان به سادگی یک معامله تجاری را یک کلاهبرداری تلقی کرد و یا اتهام کلاهبرداری یا فریفتن به آن داد. ازلحاظ حقوقی کلاهبرداری تعریف خاصی دارد که باید همراه با فریفتن طرف معامله باشد که این موضوع درمعاملاتی نظیرگلدکوئست صادق نیست براساس ضمائم اینترنتی گلدکوئست کلیه شرایط عقد به خریدارعرضه شده و خریداربا کلیک کردن برروی د کمه " موافق هستم ( I agree) " تمام شرایط معامله را قبول می نماید. کلاهبرداری زمانی اتفاق می افتد که نقصی یا عیبی دریکی از اجزای معامله وجود داشته باشد بازاریابان گلدکوئست دقیقا ضمن جلسه ای یکساعته جزئیات خرید ازاین شرکت و نحوه اعطای امتیازات بعدی در اثر بازاریابی را برای خریدار تشریح می کنند.( البته این در شرایطی است که خریداران محترم در جهان سوم بدون دانش زبان و تجارت و با واسطه طماع خریدی میکنند که 99% با دروغ است)
چند نظر از تحلیلگران:
دوستی قضیه مالی این کار رو اینجوری محاسبه کرده بود:
سلام
لطفا نظر منو منعکس کنین و گلدکوئستی ها به سئوالات من جواب بدن
به نظر شما چندنفر در گلدکوئست عضو هستند؟
جواب : بیش از 500000 نفر
سئوال: از این تعداد چند نفر سقف زدن؟
جواب : خیلی !!!!!!!!!
همتون می دونین برای اینکه کسی رو سقف باشه باید در هر هفته 60 یو وی در هر طرفش خرید بشه( شصت یو وی یعنی ۲۷ میلیون تومان خرید)
اگه یک نفر و دو عضو سمت چپ و راستش بخوان رو سقف باشن باید ۴ تا 60 یو وی تو هفته تو دست این سه نفر خرید بشه (٢ تا 60یو وی برای دایرکت راست و ٢ تا 60 یو وی برای دایرکت چپ)
پس
اگر n نفر بخوان رو سقف باشن باید 60*(n+1) یو وی در هفته خرید بشه
حالا فرض کنید از این 500000 نفر تنها و تنها 2000 نفر رو سقف باشن
پس طبق محاسبات:
(2000+1)*60=120060
یعنی تو هفته باید 120060 یو وی و در ماه باید 480240 یو وی و در سال 5762880 یو وی خرید بشه تا تنها این ٢٠٠٠ نفر رو سقف باشن
حالا خودتون قضاوت کنین:
1- تعداد کسانی که به سقف رسیدن چند نفرن؟ 500یا 1000 یا بیشتر
2- آیا واقعا این سیستم ارزش داره اینجوری کار کنین که فقط یک عده رو سقف باشن و عده بسیاری سود اندکی ببرن؟
اگه حسابهای این دوست نت ورکر که ظاهرآ از این کار بیرون آمده درست باشه ....می توان تشخیص داد که با خروج ۵۷۶۲۸۸۰ یووی و با توجه به قیمت ۴۵۷۰۰۰ تومانی هر یووی یعنی ۲،۶۳۳،۶۳۶،۱۶۰،۰۰۰ دلار ارز از این مملکت خارج شده آن هم فقط برای ۲۰۰۰ نفر که سود ببرند.
سخنی از یک نت ورکر کوئستی:
دورغ گفتن ممنوع
بعضی ها به جای راست گفتن، چپ میگن! یادمون باشه اولین اصل این تجارت، صداقت است. اون موقع که ما کار میکردیم با بهترین دوستامون کار میکردیم و آیا کسی راضی میشه برای پول درآوردن به بهترین دوستاش دروغ بگه؟ دورغ های زیادی رو شنیدم. مطالب راجع به شرایط کار شنیدم که شاخ در آوردم، پیگیر که شدم فهمیدم از طرف بالاسریها است. ما حق نداریم حقیقت رو به عنوان رازهای بین لیدرها پنهان کنیم! افراد حق دارند که شرایط واقعی را بدانند و بتوانند با چشم باز تصمیم گیری کنند.
باب شده برای ورودی گرفتن، تعادل های سال دیگشونو میگن. مثلا یکی تعادلش 750 است میکه من تعادلم 2000 است و الآن 3 ماهه رو سقفم! یا من تو مجموعم افراد رو یک هفته ای یا یک ماهه به سقف میرسونم. بعد تازه به زیر مجموعه هاشون هم یاد میدن که این کارو بکنند! نتیجه این میشه که هر کسی برای یک ورودی گرفتن حاضر است هر دروغی بگه، مثلا ما تنها دست اصولی ایرانیم، ما بهترین دست ایرانیم، دست قوی فقط و فقط خودمونیم، بقیه همه اشتباه کار میکنند و 1000 تا از این حرفا. دور از جون ما همه عضو یک بدن به اسم نتورک هستیم. شنیدم که میگفتند فلانی اینقدر تعادلش بالا بوده که پات من کنفرانس رو ول کرده بود، دنبال اون میگشت! پیشنهاد میکنم اگر کسی از تعادل خودش یا بالاسریش تعریف کرد، تا خودتون Genealogy اون شخص رو ندیدین باور نکنید. البته جنبه ها و روشهای دیگه ای هم هست، مثلا تا کسی 500$ پورسانت میگیره و میتونه پول پیش پرداخت خرید یک ماشین رو بده، سریع میره ماشین میخره و به همه میگه من 3 هفته ای با پولی که در آوردم ماشین خریدم! و اینطوری ورودی میگیره. خدا نکنه یکی از این افراد Fail شوند چون دیگه نه راه پس دارند نه راه پیش.
آیا میتونید توقع داشته باشید که بعدها ار فرزندانتون حرف راست بشنوید؟
